-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
حماسه حضور و خونخواهی شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای
ابر بودیم و کنون موقع باران شدن است موقع رود شدن، سیل خروشان شدن است غیرت صاعقه! هنگام بر انگیختن است ای نسیم سحری! موقع طوفان شدن است شاعرا از چه به لب مُهر سکوت است تو را؟! فصل خون است ببین! فصل غزلخوان شدن است قـلـم حـادثـه بـردار که تـکـلـیف امروز تـیغ بـرداشتن و عازم میدان شدن است کوچه در کوچه بیائـید که پیـری فرمود وقت مبعوث به هر کوی و خیابان شدن است کوچه در کوچه بیائید که پرچم بر دوش کار هر رهگذری حافظ ایران شدن است لـشکـر ابـرهـه را از لب سـجـیـل بگـو بگـریزید که هنگـام پـریشان شدن است دیـو را گو که ز ما آرزوی هر طـفـلی در پی کشتن او، رستم دستان شدن است دوش خیبرشکنی گفت که هر لحظهشان با فـرودآمـدنم لحـظـۀ ویـرانشدن است او که از سـایۀ ما نیز به خود میلـرزد چارهاش چیست؟! فقط رفتن و پنهانشدن است ما ولی از چه بترسیم که خوشبختیمان آخر کار هم آغـوش شهـیدان شدن است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه در ولادت امام رضا علیهالسلام
فـارغ مرا ز رهگـذر صبح و شام کن کار مـرا به گـردش چـشـمی تـمـام کن بگـشای صفحهای دگر از دفـتر جـمال بیـتـی فـزون بر این غـزل نـا تـمام کن ای یـادگـار سـاقـی کـوثـر ابـاالـحـسـن گاهی نظر به جـانب این تـشـنهکام کن ای حکـمران کـشور دل با کـرشـمهای زیر و زبر قـرار دل خاص و عام کن بنمای ره به مُلک رضا، جان خسته را مـرغ رمـیده را به شکـرخـنده رام کن اینک هـزار دسـت تـمـنـّا گـشوده بـین دست کـرم گـشـاده به رسـم کـرام کـن دارالشّـفای آتش و آب است این سرای ســوز دل مـرا بـه نــمـی الـتــیــام کـن دیری است زآشیانه جدا ماندهای «امین» غربت بس است رو سوی آن کوی و بام کن دانم که مستـمند و تهیدست و بیکسی از بارگـاه فـیـض رضا تـوشه وام کـن و آنجا که آمد و شد خـیل ملائک است کـنجی گـزین و تا به قـیـامت مُـقام کن
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
سلام ای هـشتمین گـنجینۀ نور خدادادی درود ای رحمت محض خدا بر هرچه آبادی سلام ای حضرت خورشید؛ ای دریا؛ چه میگویم؟ عجب اوصاف پائینی؛ ز امر حق تویی هادی به سویت کعبه محرم؛ قبله هم سجاده اندازد فدایت قـبلۀ هـفـتم؛ که دینم را تو بنـیادی شما حصن حصین؛ کهف الوری و مهبط الوحیی فؤادی بر جهان شیعه و مقصود اوتادی حریمت رشک جنّت؛ انقلابی داری از جنسِ غدیر و کوثر و جمهوری و قدس و گهرشادی رهاییِ جدا از تو؛ یقینا اصل زندانیست به لطف خود اسیرم کن میان صحن آزادی حریمت طور؛ یا عرش است یا جنت؟ که هر لحظه خدا را میتوان با چشم دل دیدن در این وادی عجب فخری کند جبریل از دربانی کویت! شما هم چون علی دارید بر او حق استادی تو ثابت کردهای بی اذنتان ابری نمیبارد شما فرمانروای ابر و خورشید و مه و بادی الا ای هـشتمین تـفـسیر ناب آیـۀ تطهـیر تویی حبل المتین و بهترین الگوی عُبّادی تو روح آیـۀ لا تَـقْـنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِی به نفس سرکشم جانا؛ لگام از مهر بنهادی حدیث سلـسله گـفـتی و با شرط قبول آن زدی بر شبه توحید بنیالعباس؛ فـریادی به شیر پرده جان بخشیدی از اعجاز چشمانت ندیده چشم گیتی برتر از این؛ هیچ رخدادیی دل فولاد را هم مهرتان نرم و خدایی کرد که دارد جز تو اینگونه مشبک های فولادی؟! ندیدم نا امـید از درگهت هرگز گرفتاری غمین آید حرم؛ هنگام رفتن مملو از شادی رئوفی بر همه همچون خدایت؛ ای خدای مهر دهی حاجات هر پیر گنهکاری و نوزادی الا تفسیر ناب رأفت و جود و رضا و حلم ز حق یار ضعیفان و عدوی ظلم و بیدادی الا یابن الشبیبت... گریه ها را هم خدایی کرد عجب سیر و سلوکی عارفانه یادمان دادی کلامت نور و کارت خیر؛ احسان عادتت باشد شما خزان علم و باب ایمان؛ روح اورادی توئی شمس الشموس و عالم آل نبی؛ کز مهر مکرر هر مریض لاعلاجی را شفا دادی خودت اذن ورود عاصیان را در حرم دادی کنون این «سائل» درمانده جوید از تو امدادی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام و گرامی داشت دهه کرامت
آمـدم ای شـاه خـراسـان ســلام تـاج سـر کـشـور ایـران ســلام ای تن بیروح مـرا جـان سلام تشنهام ای حضرت باران سلام مـاه شـبِ قــبـلـه هـفــتـم تـویـی جـان جـهـان امـام هـشـتم تویی دست منـو دامن سلـطان عـشق ای به فـدای شه خـوبـان عـشق نغـمه بخـوان بلـبل بستان عشق آمده است گل به گـلستان عشق دلـبـر مـا دلـبــری آغــاز کــرد چشم گشود و به جهان ناز کرد مست می و ساغـر و پیـمـانهام بـاز اســیــر در ایــن خــانــهام زائـر ایـن خـانـه و کــاشـانـهام کـفــتــر جـلـدی کـه پـی لانـهام شـاعـرم و شـعــر تــر آوردهام راه بـه مــیــخــانـه در آوردهام ای کـه مـرا بــاز شــفـا دادهای زنـدگــیـم را تـو صـفــا دادهای قــلـب مــرا بــاز جـــلا دادهای رزق گـــدایـــی مـــــرا دادهای ای حــرمـت خــانــه امـیــد مـا نور عیان حضرت خورشید ما گـوهـر و دردانـه پـیـغـمـبــری از همه مخـلـوق جهـان برتری ما هـمگی سائل و تو سـروری دلخـوشی و نـور دل خواهری خـواهـر تـو خـط امـان میدهد بـعـد شـمـا راه نـشـان مـیدهـد حـضرت مـعـصـومـه امانم بده گوشهای از صحـن مـکـانم بده گــم شــدهام راه نـــشــانــم بــده هر چه صـلاح است هـمانم بده دخـتـر مـوسی تو بـشو واسطه قـم حـرم تـوست و یا فـاطـمـه؟
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
عشق یعنی که به شوق تو به صحرا بزنم بـه هــوای دل پـاک تـو بـه دریـا بـزنـم عـشـق یـعـنـی بـشـوم آهــوی آوارۀ تـو بـدهـم دل بـه صـدای خـوش نـقـارۀ تـو عـشق یعـنی طـپـش این دل بـارانی من لـطـف پـیـدای تو و گـریـۀ پـنـهـانی من و خدا خواست که از دست تو درمان برسد خواست تا عطر علیاش به خراسان برسد یا رضا گفتم و وا شد به نگـاهت گرهها چه خبرها که رسید از دل این پنجرهها یا رضا گـفـته و بینا شده چـشمان کسی یا رضا گفته اسیری که به دادش برسی عشق یعنی به هوایت گذر از دامن و دشت عشق در شوق سلامیست، سرِ ساعت هشت عشق در قلب قطاریست که از قم برسد در نمازیست که تا رکعت هشتم برسد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت حضرت امام رضا علیهالسلام
دل از جهان بـریده؛ به اینجا رسیدهام یک عـمر بال و پـر زدم اما رسیدهام این قـطـعه با تمام زمین فـرق میکند از فرش تا به عـرش مـعـلّی رسیدهام با قلب من سکوت حرم حرف میزند اینجـا به درک عـالـم مـعـنا رسـیـدهام از این به بعد صحبت لبتشنگی خطاست وقـتـی به پـایبـوسـی دریـا رسـیـدهام کی بی شفای این دل درمانده میروم وقتی میـان صـحـن مسیـحـا رسـیدهام من از خدا به غیر تو چیزی نخواستم با یک نگـاه خـود بـگـو آیـا رسیدهام؟ توفیق خاکبوسی تو لطف خواهریست اینجا به فضل دخـتـر موسی رسیدهام قـلـبـم کـبـوتـر حـرم زیـنـب قـم اسـت در هر سلام منتـظر یک علیکُم است مـهـر تـو را زلالی بـاران نـوشـتـهاند فردوس را، ز خاک خراسان نوشتهاند با هـر تـرنـمِ «وَ أنا مِـن شُـروطِـهـا» حُـبّ تـو را قـبـولی ایـمـان نوشـتـهاند ای مـهـربان! تـبـسـم هـر روزهٔ تو را صبـح سـپـیـد مـردم ایـران نـوشـتهاند در سـایهٔ تـجـلی شـمـسالشـمـوسیات خورشید را چراغ شبـسـتان نوشتهاند وقت طواف قـبـلـهٔ هـفـتم رسیده است ما را، ز خـیل گوشهنـشینان نوشتهاند بسته به چشمهای تو شد سرنوشت ما یک خـندهٔ رضایت تو شد بـهـشت مـا هر کس به یک نگاه تو دل داد، یا رضا از بـنـد غـصـههـا شـده آزاد یا رضـا بـار نـخـسـت از ســوی آزادی آمــدم امـا دلــم بـه دام تـو افــتــاد یـا رضــا از مـرقـد کـریـمـه رسـیـدم که شد دلم یک یا کـریم صحن گُهـرشاد یا رضا با هر فـراز جامعه شد هـمصدای من در صحن جامع رضوی، باد یا رضا بـال و پـر دلـم شـده آیــات مـهـر تــو در بیـن حـجـرههـای پـریـزاد یا رضا در صحن انقـلاب تو، شد منـقـلب دلم از بس کـنـار پـنـجـره فـولاد یا رضـا حرف از زیارت و حرم و کربلا زدم گـفـتم ز عـیدی و شب مـیلاد یا رضا من دست خالی آمدهام توشه دست توست اذن طواف کعبۀ ششگوشه دست توست بـنـد آمـده زبـان ز شـکـوه زبـانـزدت بـسته دخـیل، عـالم هستی به گـنـبـدت بـابالاجـابـت هـمـۀ اهـل عـالـم است حلقه به حلقه، پنجـره فـولاد مـرقـدت بر تار و پود فرش حرم خورده دل گره از بس گرهگشا شده هر رفت و آمدت «باب الجواد راه ورودی به قلب توست» امشب شـفـیـع ما شده جـود مـحـمـدت تا هست روضهٔ تو، به جنت چه حاجتیست؟ دارد بهـشت، حـسرت دیدار مشهـدت بیتالـحـرام در نـظـرم جـلـوه میکـند وقت طواف ارض و سما گرد گنبدت دارد زیــارت تـو ثــواب هــزار حـج جـانـم فـدای نام تو «یا ثامن الحُجج» ای آفـتـاب جـود و سخـا أیها الـرئوف آئـیـنـهٔ امـیــد و رجــا أیـهـا الـرئـوف تـو مـلـجـأ تـوسـل هر دلشـکـسـتهای امـشب بگـیـر دست مرا أیها الـرئوف دیدم به محضر تو رسیدهست شاعری حتی گـرفـت از تو عـبـا أیها الرئوف خود را به حلقههای ضریح تو بسته است درمـانـدهای بـرای شِـفـا أیها الـرئوف در این حـرم مـلائکـه هم از نگـاه تو دارنـد الـتــمـاس دعــا أیـهـا الـرئـوف میگفت عـارفی که خدا را قـسم دهیم امشب همه به حق تو یا أیها الـرئوف حـالا کـنـار پــنــجـره فــولاد آمــدیــم با اشک و آه و شور و نوا أیها الرئوف اذن عروج، اذن رهایی، به دست توست جـا مـانـدهایـم از شـهـدا أیها الـرئـوف ما را به روز حشر و جزا روسپید کن این کشتگان عشق خودت را شهید کن
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امام رضا علیهالسلام
دلا! بکـوش که گـرم سـرودنـش باشیم خوشا که شاعر چشمان روشنش باشیم! در آستین خراسان، شکفته خورشیدیست بیا که ذرّهصفت، دست و دامنش باشیم خوش است، صبحدمی با کلید کوچک اشک به پشتِ پنجـرۀ رو به گـلـشـنـش باشیم حریم زادۀ موسی و رشک طور اینجاست بـیـا بـه ســایــۀ وادیّ ایـمـنـش بـاشـیـم امین حق که به مأمون، امان دهد، این است بیا من و تو هم؛ ای دل! به مأمنش باشیم اگر نشد که چو آهو به محضرش برسیم کـبـوتـرانـه بـیـا گِـرد مـدفـنـش بـاشـیم اگر نـشد که گـل دوسـتـی بـیـفـشـانـیـم بـیا که خار به چـشـمان دشمنـش باشیم بیـا به پهـلوی «این» پـارۀ تن لـولاک به یاد پهـلـوی «آن» پارۀ تـنـش باشیم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت حضرت امام رضا علیهالسلام
شب سفر کرد از زمین و صبحگاهِ عید شد حضرتِ باب الحوائج صاحبِ خورشید شد چشمهای بیانتها از زمـزم کـوثـر رسید همسرِ موسیبنجعفـر با گُلی نوبر رسید بر سرِ این مادر و فرزند ای دل گل بریز ماه؛ در آغوش دارد نجمه خاتونِ عزیز میرسد عـطرِ گلِ یاس از پرِ قـنداقهاش حک شده نام علی بر پـیکـرِ قـنـداقـهاش هـشـتــمـیـن آئــیــنـهٔ اصـلِ ولایـت آمـده مالکِ مُلکِ جـهـان؛ سلـطانِ رأفـت آمده عـالِم آل محـمد؛ حضرتِ صاحـبسخـن کرده با دستِ پدر؛ رختِ امامت را به تن دوست دارم این خدایی را که قرآن داده است هشتمین فرزندِ زهرا را به ایران داده است آن به آن مشغولِ مدحش عـاشقانِ بیریا میرسد بر گوش، از خاکِ وطن؛ ذکرِ رضا أغنیا مکه روند و ما فقیران سمتِ طوس حجّ ما مقبول شد با حضرتِ شمس الشّموس رفت با پایِ دلش با حاجیان سمتِ حجاز هر که شد محوِ طوافِ این ضریحِ دلنواز این ضریحِ پُر دخـیل و تکـیهگاهِ بیبدیل سرپـناهِ خستگـان! آرامـشِ ناب و اصیل یک حرم با خادمانی بهتر از حور و مَلَک از رواقش مهربانی میکشد سر به فَلک میگذارد صد کبوتر؛ سر به رویِ شانهاش لال میگـیـرد شـفـا از آبِ سـقـّاخـانهاش بعدِ هر وعـده نـمازش میشـناسد راه را زیرِ ایوان؛ هر که میخـوانَد امین الله را مینشست ایکاش بر چشمان نابـینایِ ما ذرهای گرد و غـبارِ گـوشـهٔ باب الـرضا خوشبـحـالِ زائـری که مثـلِ یـاری آشـنا دیده هنگامِ ورودش رویِ صاحبخانه را دور میشد نفْـس اگر از بسترِ آغوشمان باز میشد به حقایق هر دو چشم و گوشِمان میشنیدیم آنچه را که میرسد بر گوشِ عرش آن نواهایی که برمیخیزد از بنیانِ فرش استغاثه میکند دل بیهوا در صحنِ قدس میشود فهمید، آهِ غزه را در صحنِ قدس کودکان مشغولِ بازی، با نشاط و بیهراس مادران، غرق دعایِ خیر با احساسِ خاص حاجـت آورده؛ تقـاضایِ اجابت میکـنند از ظهورِ حضرتِ موعود صحبت میکنند میرسد روزی که فرزندِ علیموسی الرضا جمع خواهد کرد از عـالَـم بساطِ ظـلم را عاقبت از صحنِ آزادی به زیرِ یک علَم جانبِ بیت المقدس میرویم از این حرم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت امام رضا علیهالسلام
بـا بـادهـا آرام و نـامـحـســوس مـیآیـد بوی خوشی از سمت و سوی طوس میآید هنگام تطهیر است و باید دل به دریا زد مـرداب تـا آغـوش اقــیــانـوس مـیآیـد خورشید در دست از حریمت باز میگردد آنـکه به پـابـوس تـو بـا فـانـوس میآیـد تیر و کـمان از دست هر صـیاد میافتد تا بچـه آهـویـی به سـوی طـوس میآید خورشید، سر در پیرهن، از سمت «پائین پا» هر شب سلامی میدهد، پابـوس میآید تسبیح در دست از دل «صحن عتیق»ات ماه هر صبح با «یا نور و یا قدوس» میآید دل کندن از دامان تو سخت است و زائر، باز از شهر تو با اشک و با افسوس میآید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و ولادت حضرت امام رضا علیهالسلام
مست هستم از شراب ناب سقـا خانهات من خمارم من خمارم تا ابد در خانهات ساقی و ساغر، مهیا میشود میخانهات عیش و مستی جور شد اینک درِ کاشانهات واژههایم در حریمت تا که مهمان میشوند ریزهخوار محضر سلطان خوبان میشوند با اجازه در حریم عشق مَحرم میشوند از شمیمت شعرهایم غرق شبنم میشوند تا که از تو مینویسم باغ خُرّم میشوند واله و سرگـشتۀ تو اهل عـالم میشوند در ضمیرم شعرها تا اینکه ممتد میشود واژههـایم ناگهـان راهی مشهـد میشود فرش قرمز پهن کن معشوق آمد بر زمین با اصالت، با ابهت، حضرت سلطان دین در کراماتش علی فَوّاره میزد اینچنین خوش قد و بالا، برای نجمه شد فخرآفرین آمدی و صد صفا آوردهای شمس الشموس! خوش قدم بودی و مدیون توأیم آقای طوس عرشیان ناز قدومش هلههله سر دادهاند مـژدگانی بهـر عـالـم مـاه انـور دادهاند بر خـلایق تکّهای از جام کـوثر دادهاند جنّ و اِنس و حور، قربانی او، سَر دادهاند روی قـلـبم حک شده از ابتـدا تا انتـهـا یا رضا و یا رضا و یا رضا و یا رضا تا که از تو دم زدم شعرم پر از گُل میشود تا به تو انداختم رو، دستها پُل میشود روبـهروی گنبدت غرق توسّل میشود بنـد بنـد هر دعـایم یک تـغـزّل میشود در حرم تا غرق نجواهای " یاهو" میشوم تو که تضمینم کنی، یک بچه آهو میشوم دست خالی آمدم یا حضرت مشگلگشا کـولهبـارم پُـر گـناه و مینویسم از شما میشود که شافع ماها شوی روز جزا؟ میشود فارغ شود دل از تمامِ غصّهها؟ قصّههایم، غُصّههایم را تو میدانی فقط رمزِ اشکِ چشمهایم را تو میخوانی فقط دستهـایم شـد دخـیل پـنجـره فـولاد تو هفت پشتم هست مدیـون تو و اجداد تو یک بغل شعر تَر آوردم در این میلاد تو جان نثار آن قد و بالای چون شمشاد تو خستهام، خیلی کم آوردم، نَرانم از دَرت یک نظر کن شاعرت را جان زهرا مادرت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
باز هم دربـدر شب شدم ای نور سلام باز هم زائـرتـان نیـستم از دور سـلام با زبانیکه به ذکرت شده مأمور سلام به سلیـمان برسد از طرف مـور سلام کاش سمت حـرمت باز شود پنجـرهها باز از دوریات افـتاده به کارم گرهها ننـوشـتـهست گـنهـکـار نیـایـد به حـرم پس بیـائید اگر خوب و اگر بد به حرم برسد خواهـش این نـالۀ ممتـد به حرم زود ما را برسانید به مشهـد، به حـرم مست از آنیم که از باده به خـم آمدهایم ما سـفـارش شـدهایم، از ره قـم آمدهایم یاد دادید به ما رنـج کـشـیدن زیـباست پس از این فاصله تا طوس دویدن زیباست پا برهنه شدن و جامه دریـدن زیباست بعد هم پای ضریح تو رسیدن زیباست پیچـش قافـلۀ ما که به سوی نور است رگهای در دل فـیروزۀ نیـشابـور است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
در هجوم جذر و مد بیکسیها ساحلی صحـن تو دریا و عـالم قـطرۀ ناقـابلی چشم در چشم ضریحت عرض حاجت کردهام نیست بین بـنـده و ارباب اینجا حائـلی باز از کـارم گـره مثل همیـشه باز شد تا که دل بستم به بست شیخ حرّ عاملی آب سقاخانه بعدش هم غذای حضرتی من چه میخواهم دگر، بهبه چه عیش کاملی رو به گـنبد کنج گوهرشاد باران حرم آه با این وصف میماند مگر درد دلی کفش نه دل را به خدّامت امانت دادهام یا امـینالله! دل بسته به لطـفـت سائلی روزه و حج و زکات و خمس جای خود ولی جز ولای تو ندارم روز محشر حاصلی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
پـرچـم سبـزت مرا تا آسـمان بالا کشید نقش نامت را خدا بر صفحۀ دلها کشید دیدن صحـن و سرایت فخر اهل آسمان چونکه حق نقش رُخَت بر گنبد مینا کشید افتخار خاک بر عرش است قبر اطهرت گنبد زردت به هستی صحنهای زیبا کشید ذرهای بودم من و غـرق غـبار بیکسی مِهـر تو قـلب مرا تا جـنت اعـلاء کشید مِهر خوبان دو عـالم هدیۀ دیدار توست هرکه از تو دور شد فریاد واویلا کشید من کِه بودم که شوم از سائلان درگهت؟ رو به سوی تو دلم را مادرت زهرا کشید آفـتاب شرقی مشرق زمین شد مرقـدت عاشقان را سوی حق، این تربت والا کشید یا رضا جان گر تو خواهی حق شود از ما رضا حـب تو دلهـای ما را تا خدا بالا کشید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
نشـستم خـانۀ یـاد تو را در دل بـنا کردم خیالم را در آغوش حریم تو رها کردم: «رسیدم بر در باب الجوادت غرق حاجاتم برای هر کسی که خاطرم آمد دعا کردم گذشتم از تمام صحنها در صحن آزادی نشستم روبه روی گنبدت سجاده وا کردم نگاهم مست باران شد میان آفتاب صحن میان سجـدهها نام تو را تنهـا صدا کردم شـبیه قـطرهای دنـبال دریـا رفتم و رفتم خودم را بین آغوش پُر از مهر تو جا کردم نشـستم مثل عـاشقها، تـمامی دقـایق را هرآنچه داشتم قربان آن صحن و سرا کردم صدایی آشـنا آمد، دلـم را دسـت او دادم وجودم را پُر از عطر خوش نقارهها کردم دلم از لحظۀ دیـدار همراه کـبوترهاست دلی را که خودم با لطف و مهرت آشنا کردم» خیـالاتم برای رفع دلـتنگـیم کافی نیست برای دیدنت رفتم بلیطی دست و پا کردم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
کار اعجاز تو را با چشم خود دیدیم ما از درخت سیب تو انگور هم چـیدیم ما ما کمی آغوش باز از محضرت میخواستیم درب را با نیـت دسـت تو بـوسـیدیم ما جام کوثر فرض کردیم آب سقاخانه را حکم می را داشت آن آبی که نوشیدیم ما نور تو گاهی به ما خورد و کمی سوسو زدیم بین این سـوء تـفـاهـمها درخـشـیـدیم ما این حرم جای گنهکاران بیکس نیز هست زائـرت هـستـیم یعـنی قـیـد تـأکـیدیم ما خادم این خانه نه، خاک در این خانهایم رخت عزت را در این درگاه پوشیدیم ما ذوقمـرگـان تمـاشـای گـل روی تـوأیم کـشـتۀ وصـلـیم ما، زنـده به امـیـدیم ما
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
میکـشانم سوی درگاه تو جان خسته را میگـشایم بر عطایت چشمهای بسته را میزنم پر با کـبـوترها به دور گـنـبـدت میکنم راهی به صحنت این دل بشکسته را میچکد از گوشۀ چشمم دمادم اشک شوق تا که میبیـنم رواق و گنبد و گلدسته را در میان سیل زوار تو همچون قطرهای رنگ میبازم که گیرم رنگ یک دلبسته را حرفهایم باتو بسیار است و بغضم در گلو اشکهایم یک به یک گوید غم سربسته را یک گره از کار من نگشوده هرگز دست خلق پیش تو آوردهام من قـفـلهای بـسـته را هر قدم در این زیارت با تو نجوا میکنم حـتم دارم بـشنوی این نغـمـه آهـسته را قلب خود را هدیه آوردم برایت یا رضا از کرامت کن قبول این چینی بشکسته را اهتزاز پرچـمت بر روی آن گـنـبد طلا گوئیا دست نوازش باشد این دلخسته را هیچکس غیر از تو در این شهر نشناسد مرا از سر خود وا مکن این عاشق وابسته را زائـرت اینجا خـریـداری ندارد غـیر تو کن سوا از بهرخود، این ازهمه بگسسته را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
با نگـاهِ لطفِ بیانـدازهات اعـجـاز شد بیسوادی در حرم آمد، غـزلپرداز شد میشود حس کرد لبخندِ خدا را در حرم هر زمـان آوایِ نـقـاره طـنـینانداز شد هر گرفتاری که آمد، دستِ خالی برنگشت یک توسل کرد و بعد از آن گرهها باز شد "خوش به حال آن کبوتر بچهای" که در حرم بالهایش را گشود و قسمتش پرواز شد شیعه مدیون است بر چشمانِ عالِمپرورت گـوشۀ چـشـمانِ تو شیخِ بهـاییساز شد مرکزِ ثـقـلِ دیار عشق تنها مشهد است "یا رضا جان" بر لب آمد، عاشقی آغاز شد از نگـاهِ مهـربان و نورِ الطافِ تو بود "آمدم ای شاه"، اگر زیباترین آواز شد زائرِ کـویِ تو ای شـاهِ خـراسان تا ابـد در کلاسِ بندگی، از دیگران ممتاز شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
هیچجا چون مرقدت با خویش راحت نیستم آمـدم زائـر بمـانم؛ فکـر حـاجت نیـستم خوب میدانم خودت آوردهای مشهد مرا من وگـرنه آنـقَـدَرهـم با لیـاقـت نـیـستم آب سقّاخانه کاسه کاسه مستم کردهاست رعیت خود را ببخش، اهل رعایت نیستم گـفـتهای آخر به داد زائـرانت میرسی قول تو قول است؛ پس فکر قیامت نیستم میشود با یک غذای حضرتی مهمان شوم؟ تا سخـنچـینان نگـویـند آشـنایت نیـستم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
در طـوف کـعـبـۀ تو صـفا موج میزند در زمــزم تـو آب بــقــا مـوج مـیزنـد شاها! ز لطف توست که روز و شب این همه بـر آســتــانــۀ تــو گــدا مــوج مـیزنـد دست نـوازشت به سر زائرت گـواست اینجا عـطـا به روی خـطا موج میزند کس نارضا نرفـته از این آسـتان برون در چـشـم زائـر تو رضـا مـوج میزند دارالشّفاست کوی تو، جای شگفت نیست اینجـا اگـر که شهـد شـفـا مـوج میزنـد اینـجـا اگـر دعـا بـه اجـابـت نـمیرسـد تا عرش از چه دست دعـا موج میزند از هر دل شکسته صدا میرسد به گوش در این حـرم همیـشه صدا موج میزند با دست خـالی از حـرمت کس نمیرود تـا روی گـنـبـد تـو طـلا مـوج مـیزنـد کویت بهشت ماست که هرجا رویم باز در دیـده اشک حـسرت ما موج میزند دادی به «رستگار» هم اذن حضور را زآن بر لـبـش سـپاس خـدا موج میزند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
تو کـیـستی شریک غـم اهـل عـالـمی در خـاک طـوس کـعـبـۀ اولاد آدمـی هرکس که بیکس است تویی یار و همدمش هر کس غریب شد تو بر او یار و همدمی با آنکه چار صحن تو از میهمان پُر است مهـمـاننـوازتـر ز کـریـمـان عـالـمی آن رازها که از همه پـوشـیده داشـتم تنها در این حرم به تو گفتم، تو مَحرمی تو حـجّ دائـم فـقـرایـی، تـو کـعـبـهای تو مروه، تو صفا، تو مقامی، تو زمزمی من کیستم ز معصیت از خار، خارتر تو کـیـسـتی عـزیـز رسـول مکـرّمی بازم بخوان به پیش که من ذرّهام تو مهر وصلم نما به خویش که من قطره تو یمی گـیرم به هیچ هم نخـرد هیچکس مرا تنـهـا تویی تویی که خـریـدار میثمی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
ایکـاش که خـاک ره زوار تو بـاشـم تـا آنکه مـقـیـم تـو و دربـار تو بـاشم ایکاش که مثل همه در مشهد قدست مـهـمـان حـریـم تـو و زوار تو بـاشـم بر گـنـبـد و گـلـدسـتۀ تو چـشم بدوزم با شـوق «تمـاشایی گـلزار تو باشم» ای کوثـر رأفت! به زلالی تو سوگـند چون تـشنهلـبان، تـشنۀ دیدار تو باشم یک لحظه رهایم مکن ای کعـبۀ امـید آزادیام این است گـرفـتـار تو بـاشـم تا آن که نصیبم بشود نور تو، ای کاش چون آینـهها، نقـش به دیـوار تو باشم وقـتی که طـبیب دل بـیـمار تو بـاشی من صحتم این است که بیمار تو باشم نیکوست که با وعدۀ تو، در سفر مرگ دلـبــاخـتـۀ دیــدن رخـسـار تـو بـاشـم بگـذار که مـانند «وفایی» هـمۀ عـمر سیراب ز سرچـشمۀ سرشار تو باشم
: امتیاز
|
























